الملا فتح الله الكاشاني
190
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه مسبب است از اراده به جهت ايجاز و تنبيه بر آنكه هر كه ارادهء عبادت كند سزاوار آنست كه مبادرت كند به آن بر وجهى كه فعل او منفك نشود از ارادهء او پس اين از قبيل اطلاق مسبب باشد بر سبب كقولهم كما تدين تدان كه مراد از آن كما تفعل تجزى است و در اينقول نظر است زيرا كه معنى اراده مفهوم مىشود از عقل نه از لغت بلكه هيچ فعلى نيست الا كه آن مسبب است از اراده پس تخصيص قيام مستقر باشد بمخصص و مخصص در آن مفقود است و نزد بعضى ديگر مراد آنست كه اذا قصدتم الصلاة زيرا كه قيام بشيء و توجه به آن مستلزم قصد است به آن پس از قبيل اطلاق ملزوم باشد بر لازم و اين نيز مخرج الى است از موضع حقيقى خودش كه آن بودن الى است از براى غايت زمانى كه يا مكانيه و حقيقت اولى است و اين مستلزم تقدير زمانست كه الى موضوع است از براى غايت آن پس تقدير اينست كه ( اذا قمتم زمانا ينتهى الى الصلاة ) پس قيام بر حقيقت باشد فحينئذ مقدر زمانى است كه لفظ الى و فعل مقتضى آنست و بدانكه ظاهر خطاب شامل كيست كه قيام نمايد بصلاة خواه محدث يا غير آن و اين باطلست زيرا كه خلاف اجماع است و نيز حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله در روز فتح مكه پنج نماز را بيكوضوء گذارد عمر گفت ( يا رسول اللَّه صنعت ما لم تصنعه ) امروز كارى كردى كه پيش از اين از تو صادر نشده بود فرمود كه عمدا فعلته اين را بعمد كردم و گويند كه اين آيه دالست بر آنكه سابق وضوء واجب بود براى هر نمازى و بعد از آن منسوخ شده و اين قول ضعيف است لقوله عليه السّلام المائدة آخر القرآن نزولا فاحلوا حلالها و حرموا حرامها و حق آنست كه مراد اينست كه ( اذا قمتم الى الصلاة محدثين ) پس آيه مطلقست و مراد از آن مقيد و كسانى كه امر را بر اطلاق خود ميگذارند ميگويند كه اين بر سبيل ندبست نه فرض سيم * ( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ ) * امر حقيقت از براى وجوبست بر قول اكثر و تحقيق آن در اصولست و مراد به غسل وجه امرار آبست بر آن و درين دلالت است بر عدم جواز توليت و وجوب مباشرت مكلف بنفسه و احتياج بدلك نيست بخلاف مالك كه دلك را واجب ميداند و وجه اسم آن چيزى است كه مواجهت به آن واقع مىشود پس موجه واجب نباشد تخليل شعور كثيفه بر وجه بخلاف خفيفه چه مواجهه واقع مىشود مر ما تحت آن را و نزد بعضى ديگر تخليل شعور خفيفه نيز واجب نيست به جهت آنكه هر شعره ساتر ما تحت خود است اما اگر بشره نمايان باشد بين الشعرتين غسل آن واجب است بلا خلاف چهارم * ( وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ ) * الى بمعنى مع است هم چنان كه در من انصارى الى اللَّه پس مرفق داخل باشد بالضرورة و گويند الى بر حقيقت خود است كه آن انتهاى غايتست و در اينقول نيز بعضى را اعتقاد آنست كه مرفق داخل است زيرا كه چون غايت متميز نيست از ذى غايت بمحسوسى پس واجب است دخول غايت و حق آنست كه